۶۸ نشانه بیداری کندالینی

کندالینی پدیده ایست که شایعات و اطلاعات غلط زیادی در موردش وجود دارد. یکی از بخش‌هایی که گمانه زنی‌های زیادی در موردش وجود دارد، نشانه های بیداری کندالینی است.  مهم ترین سؤال برای کسانی که به این مبحث علاقه‌مندند این است که از کجا بدانم کندالینی من بیدار شده است. برای پاسخ به این سؤال، در زیر سعی کرده‌ام جامع‌ترین نشانه‌های بیداری کندالینی را که حاصل تجربیات خودم و همچنین مجموعه‌ای از معتبرترین منابع در مورد کندالینی ست برای شما بیاورم. بیشتر این نشانه‌های در حین بیداری رخ می‌دهند و بخشی از آن‌ها نیز مربوط به پس از بیداری هستند. طبیعتاً هر کس تعداد بیشتری از این نشانه‌ها را داشته باشد می‌تواند به معتبر بودن تجربه‌اش بیشتر اعتماد کند  چون برخی از این نشانه‌ها می‌توانند متعلق به پدیده‌هایی دیگر باشند. همچنین دقت کنید که این نشانه ها صرفا برای راهنمایی هستند و در نهایت یک استاد بیرونی یا راهنمای درونی است که می تواند با اطمینان به شما بگوید که کندالینی تان بیدار شده یا خیر.مار کندالینی

نشانه ها:

  1. احساس اینکه چیزی از عمق وجود یا انتهای ستون فقرات به سمت بالا حرکت می کند. این حرکت در افراد مختلف متفاوت است، ممکن است به شکل خزش یک مار، پرش میمون از شاخه ای به شاخه دیگر، حرکت امواج دریا یا حرکتی ناگهانی احساس شود.
  2. در حین تجربه فرد ممکن است آگاهی اش را نسبت به خود، زمان و مکان از دست بدهد.
  3. فرد با اینکه هوشیار و آگاه هست چیزی را نمی بیند. یعنی در حالی که چشم هایش باز است انگار در نیستی سیر می کند.
  4. در حین تجربه فرد هیچ احساسی نخواهد داشت. نه حس عشق و علاقه و احساسات خویشاوندی در او وجود خواهند داشت و نه حتا حس تلاش برای حفظ حیات، انگار که فرد در نقطه صفر مطلق قرار می‌گیرد و تنها یک ناظر صرف می‌شود.
  5. احساس برق، الکتریسیته یا شوک برقی در بدن به خصوص در دستها و سر.kundal1-2
  6. احساس انرژی، شادی و نشاط و قدرت خیلی زیاد به طوری که فرد بدون توجه به شرایط بیرونی زندگی اش از لحاظ درونی احساس شادی و سرخوشی زیادی می کند و مطمئن ست همه چیز در نهایت رو به راه خواهد شد.
  7. دیدن یک سری اشکال و طرح های خیلی خیلی خاص که با چیزهایی که در مراقبه و رویا می بینیم متفاوتند و قابل توصیف نیستند.
  8. دیدن نیلوفر هزاربرگی که نماد چاکرای سر است. البته من خودم این را به شکل لوزی های طلایی رنگی که تا بینهایت امتداد داشتند مشاهده می کردم و نه گلبرگ های گل نیلوفر.
  9. تجربه دو حس متفاوت در حین بیداری کندالینی. برخی اوقات در حین بیداری کندالینی فرد خیلی خیرخواه و مهربان می شود و زمانی دیگر بسیار خشن و بی رحم. که در واقع این دو بخاطر فعال شدن بیشتر یکی از ستون های چپ یا راست می باشند.
  10. فرد در هنگامی که راه می رود این حس را دارد  که انگار روی هوا راه می رود و خودش را از بالا مشاهده می کند یا حس می کند قدش خیلی بلندتر شده و دیگر آن کنترل سابق را بروی جسمش نخواهد داشت اما بعد از مدتی یاد می گیرد چطور با وضعیت جدید کنار بیاید و به جسمش اجازه دهد که با خرد درونی اش خودش را کنترل و اداره کند.
  11. اعضا، دست ها و پاها بی حس می شوند، گویی که به خواب رفته اند. و وقتی آنها را تکان می دهیم یک احساس خارش یا قلقلک تجربه می شود.
  12. تمام بدن گرم می شود.
  13. در حین بیداری کندالینی این احساس به فرد دست می دهد که بدنش دارد بزرگ و بزرگتر می شود یا اینکه احساس می کند بدنش کوچک و کوچکتر می شود.
  14. این حس که فرد با بدنی لطیف تر از بدن فیزیکی اش بیرون می آید و با این بدن در دنیا شروع به گردش می کند.
  15. خشم ناگهانی در حین تجربه بیداری کندالینی.
  16. بدن تمرین کننده شروع به تکان خوردن میکند یا به شکل غیر قابل کنترلی مثل یک آونگ شروع به حرکت به سمت چپ و راست میکند.
  17. در حین بیداری کندالینی فرد به گونه ای غیر قابل کنترل شروع به آواز خواندن، رقصیدن، فریاد زدن، لرزیدن یا وحشت کردن می کند.
  18. یک سری از وضعیت های یوگا (آساناها) یا تمرینات تنفسی (پرانایام) به صورت غیر ارادی توسط فرد انجام می شوند.
  19. این احساس که انگار بدن در حال گشتن یا دور زدن حول یک محور یا یک دایره است.
  20. خنده یا گریه غیر قابل کنترل.
  21. شنیدن صداهای عجیب در حین بیداری کندالینی.
  22. غرش کردن مثل یک شیر یا درآوردن صدای سایر حیوانات در حین تجربه بیداری کندالینی.
  23. چرخیدن گردن در یک دایره کامل.
  24. چشمها به سمت بالا به سمت مرکز دو ابرو (چشم سوم) می چرخند. به طوری که قسمت سفیدی چشم از بیرون قابل مشاهده خواهد بود.
  25. تجربه خستگی خیلی زیاد یا احساس نشئگی و سرمستی پس از تجربه بیداری کندالینی.چپ و راست کندالینی
  26. دیدن یک سری از شهودات از امیال و خواسته های سرکوب شده فردی.
  27. دیدن ابرهایی به رنگ قرمز، زرد، آبی یا سفید. که در واقع به چاکراهای مختلف مربوط می شوند که در آجنا (چشم سوم) انعکاس پیدا می کنند. هر چند که اگر بدن اختری فرد کاملا پاک شود او تنها نور شفاف یا نور بدون رنگ را می بیند که این نشان از پاک شدن کامل کالبد اختری او دارد.
  28. احساسی از صلح و آرامش تمرین کننده را در بر می گیرد. همچنین احساسی از سعادت که توصیفش دشوار است او را در بر می گیرد.
  29. یک سری مشکلات و مسائل لاینحل در حین بیداری کندالینی بروز می کنند و راه حل این مشکلات هم در همان حالت به فرد نشانه داده می شوند.
  30. یک میل  شدید به ملاقات  مکان های مقدس و مکان های مذهبی مهم در فرد به وجود می آید. و حتا ممکن است فرد با بدن اختری خود به ملاقات این مکان ها برود.
  31. فرد با چشم باز وارد خلسه ی عمیق می شود و حتا با همان چشم باز میتواند ۱۵ تا ۲۰ دقیقه در این وضعیت باقی بماند.
  32. احساس افتادن یا سقوط کردن در حین تجربه کندالینی و همین طور تکرار این حس افتادن در حین راه رفتن.
  33. حس سردرد شدید در حین تجربه بیداری کندالینی. توصیه شده در صورت بروز این حالت از قرص های مسکن برای رفع سر درد استفاده نشود و اجازه داده شود که سردرد خود به خود خوب شود.
  34. فرد خودش را حین تجربه بیداری کندالینی مشاهده می کند که در برخی متون کهن به این وضعیت پرتیکا دارشان گفته شده که نشانه خوبی است.
  35. تمرین کننده ممکن است در حین بیداری کندالینی چیزهای ترسناکی مثل اسکلت یا الهه ای که جمجمه هایی انسانی به گردن آویخته را ببیند اما نباید بترسد. اینها نیز بخشی از تجارب مشترک انسانی هستند و چون پیش از بیداری کامل شما باید از تمام طیف تجارب بگذرید اینها را نیز مشاهده می کنید و تنها با ناظر بودن می توانید از آنها بدون مشکل عبور کنید.
  36. تمرین کننده احساس حرکت باد در روده های خود را تجربه می کند به طوری که حتا می تواند صدای حرکت این بادها را بشوند. در صورتی که چنین چیزی رخ داد لازم است دراز بکشید و این حرکت ها خود به خود از بین می روند.
  37. احساسی مثل پرپر زدن در چشم سوم یا وزش نسیم خنکی بروی چشم سوم احساس می شود. در این حالت توصیه شده ترکیب کره حیوانی و پودر چوب صندل یا نعنای خشک بروی چشم سوم مالیده شود.
  38. احساس پرپر زدن در چشم ها، گوش ها، بینی و گونه اتفاق می افتد. این اتفاق هنگامی رخ می دهد که گل برگ های دوگانه آجنا چاکرا (هام و کشام) شروع به چرخش می کنند.
  39. تصاویری از رخدادهای گذشته و حتا شهوداتی از اتفاقات آینده جلوی چشم فرد می آیند.
  40. استاد در مقابل فرد نمایان می شود، مشکلات او را بر طرف می کند و به سوالاتش پاسخ می دهد.
  41. احساس سوزش یا حرارت زیاد در چاکرای شبکه خورشیدی بوجود می آید که با دعا از بین می رود. هچنین در صورت بروز این حالت خوردن شیر همراه با دو سه قاشق کوچک کره حیوانی درست بعد از مراقبه توصیه شده است.
  42. انواع نواها و صدای سازهای مختلف یا صدای رعد و برق به گوش فرد می رسد.
  43. در حین بیداری کندالینی، فرد یک عطر خیلی متمایزی از گل ها به مشامش می رسد.کندالینی و چاکراها
  44. فرد وزش باد سردی را احساس می کند که منبع بیرونی ندارد.
  45. احساس درد در مفاصل کمر یا پایین تر از آن.
  46. فرد احساس می کند که تمام بندش را طناب پیچ کرده اند و با این طناب محصور شده است.
  47. بدن با خلوص و یک نور الهی پر می شود و فرد این احساس را می کند که دارد خودش را از بیرون یا همزادش را مشاهده می کند.
  48. فرد کاملا از تناسخ های قبلی اش آگاه می شود. همچنین می تواند علت شرایط زمان حال خود و تاثیر اعمال گذشته اش را در بوجود آمدن این شرایط ببیند و تحلیل کند.
  49. پس از بیداری کندالینی فرد با هرکس ملاقات کند در صورت تمایل می تواند تمام زندگی های گذشته او و نقاط مشترک خودش با او را ببیند و از این طریق به یک حس همدلی و درک مشترک با او برسد.
  50. فرد هرچه بخواهد برآورده می شود و در کلام او جادو وجود دارد و شنوندگان جذب او می شوند.
  51. فردی با کندالینی بیدار شده ممکن است بتواند حوادث آینده ای که برای دیگران رخ خواهد داد را پیش بینی کند.
  52. بیداری کندالینی برای فرد یک شخصیت جذاب و مغناطیسی بوجود می آورد و آدم ها با ارتعاشی که از صورت او و بدن او جاری است جذب او می شوند  و او می تواند نگاه مردم را سمت خود جذب کند.
  53. شاکتی پات (نیروی الهی کندالینی استاد که به شاگرد منتقل می شود) همچون یک زره از فرد محافظت می کند و او هر جا که می رود کارهایش با موفقیت به انجام می رسند و شخص به یک فرد ویژه تبدیل می شود.
  54. فرد بدون خواست و اراده خودش به صورت غیرقابل کنترل و ناگهانی وارد مراقبه می شود و بعد از آن یک سعادت و سرخوشی خیلی عظیم را تجربه می کند. به همین خاطر نیاز است که یک تلاش ذهنی را به انجام برساند تا به صورت خود به خودی وارد مراقبه نشود.
  55. قسمت هایی از بدن در حین بیداری کندالینی سفت و سخت می شوند  و این سفتی حتا ممکن است تا ساعاتی پس از تجربه نیز باقی بماند اما با ریلکس کردن بدن و ماساژ آن قسمت به مرور رفع می شود و جای نگرانی نیست.
  56. قسمت های مشکل دار و بیمار بدن در حین بیداری کندالینی شروع به سنگین شدن، درد کردن، داغ شدن یا پرپر زدن می کنند.
  57. نوری به روشنی هزاران خورشید در مقابل چشمان فرد دیده می شود.
  58. بعضی اوقات مشاهده نور سفید روشن بعد از تجربه ی تاریکی ای به سیاهی قیر به وجود می آید.
  59. پلک چشم ها شروع می کنند به صورت غیر ارادی به پرپر زدن و فرد کنترل خود را روی آنها از دست می دهد.
  60. در حین بیداری کندالینی، به همان شکلی که برای کتری روی اجاق اتفاق می افتد تمام بدن شروع به لرزش و تکان و پرش میکند.
  61. در حین بیداری فرد احساس می کند که انگار کلاهی بر سر دارد یا کمردبند پهنی به کمر بسته که کاملا دور کمرش را احاطه کرده.
  62. احساس اینکه چیزی در جلو یا عقب بدن شروع به بالا و پایین رفتن یا خزیدن می کند. چرا که شاکتی از جلوی بدن بالا می رود و می تواند گرم یا سرد شود.
  63. در قسمت آجنا چاکرا (چشم سوم) ممکن است تنش زیادی ایجاد شود و بدن دردناک و بیقرار باشد. (برای راه حل شماره ۴۱. را مطالعه کنید)
  64. تجربه گرمای خیلی زیاد در ناحیه ی بین دو ابرو در حین بیداری کندالینی به طوری که حتا ممکن است این نقطه تیره و کبود شود یا پوست آن بسوزد و بیفتد.
  65. احساس اینکه چیزی مثل یک حشره در چشم سوم یا سر مدام در قسمت های مختلف آن در حال حرکت است. که این در واقع همان نیروی کندالینی است که وارد سر شده است و پس از آرام گرفتن این احساسات از بین می رود.
  66. دایره ای از نور به سمت چشم سوم نزدیک می شود- یا از سمت راست و یا از سمت چپ- هرچند که هیچ وقت از وسط فراتر نمی رود و سپس به عقب بر می گردد و از بین می رود.
  67. فرد بر رؤیاها و خواب هایش مسلط می شود و می تواند آن را کنترل کند. یا اینکه وارد وضعیت بدون رؤیا شود. همچنین خواب هایی می بیند که از حوادث آینده خبر می دهند.
  68. فرد الهاماتی دریافت می کند و با استفاده از آنها شروع به شعر گفتن یا داستان نویسی می کند.

خب این هم از ۶۸ نشانه بیداری کندالینی که اکثر آنها در حین بیداری و برخی از آنها (مثل تسلط بر رؤیا و توانایی دیدن آینده) پس از بیداری رخ می دهند. با امید به اینکه این نشانه ها ذهن شما را در مورد کندالینی روشن تر کرده باشد.

هزینه این مقاله رایگان، اشتراک آن از طریق دکمه های اشتراک پایین مقاله (در فیس بوک و تلگرام) و... با دیگران است. به این صورت با نشر آگاهی انرژی و کارمای خوب به زندگی خود شما نیز جذب خواهد شد!❤️

تاریخچه بهنام کاظم پور

بهنام کاظم پور بخش اعظم عمر خود را صرف مطالعه، تحقیق و تمرین مباحث خودشناسی کرده و حتی در این راه سفرهای مختلفی داشته است. او مهمترین هدف انسان بروی زمین را خودشناسی می داند و بیش از یک دهه است که می کوشد دانش خود را طریق وبلاگها، وبسایت ها یا جلسات حضوری با مخاطبان پارسی زبان به اشتراک گذارد. او همچنین دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی عمومی است و پایان نامه خود را در زمینه روانکاوی عمقی یونگ به پایان رسانده و معتقد است نظریات کارل گوستاو یونگ خصوصا ناخودآگاه جمعی و کهن الگوها به او در شناخت خود و کمک به مراجعانش بسیار راهگشا بوده اند.

82 نظر در مورد “۶۸ نشانه بیداری کندالینی

    • سلام همراه گرامی
      زمان دقیقی نمیشه براش گفت چون به خیلی عوامل مثل وضعیت فعلی چاکراهای فرد و نحوه تمرین کردن و… بستگی داره.
      این مقاله هم درمورد فوایدش می تونین مطالعه کنید:
      💯باز کردن چاکراها چه فوایدی دارد؟ آیا خطری در این کار وجود دارد؟

      در این چند سال، یکی از مواردی که خیلی زیاد در کاربران مختلف مشاهده کردم، نوعی ترس نسبت به باز شدن چاکراها و بالاخص چاکرای ششم ، معروف به چشم سوم، بود. میدانیم چاکراها درواقع مراکز انرژی در بدن هستند که هر کدام در یکی از عملکرد های ما نقش مهمی دارند. عملکرد این چاکراها وقتی درست از آن ها استفاده نمیکنیم در طی زندگی ضعیف میشود و دچار آلودگی هایی می شود. برای حل این مشکل، با تمرین های منظم میتوان آن ها را دوباره پاکسازی و تقویت (به اصطلاح ، باز) کرد. پس این ترس از باز کردن چاکراها، به گونه‌ای برایم غیر قابل درک و باور است. مثلا فکر کنید شخصی که استخوانش ترک برداشته، نزد پزشک برود و بگوید: «میترسم استخوانم دوباره سالم بشود. این خطرناک نیست؟».

      با وجود وضوح این مساله اما آنقدر در طی این سال‌ها این نوع ترس را در افراد مختلف مشاهده کردم که تصمیم گرفتم مقاله‌ای مفصل بنویسم. در این مقاله ابتدا تجربه‌ی خودم در باز کردن چاکراها را نقل می‌کنم، سپس به دلایل و فواید گشودن هر چاکرا می‌پردازم. در انتها دلایل عمده‌ی این ترس‌ها را بررسی می‌کنیم و با هم میبینیم که اگر باز کردن چاکراها خطری ندارد پس چرا اینقدر افراد مختلف این ترس ها را رواج می‌دهند.
      ادامه مطلب در سایت…

      https://rastmard.com/29640

  1. یک سوال اشتم من بدون اختیار کندالینی رو بیدار کردم داشتم به اهنگ مورد علاقه ام گوش میدادم که یه نفر خیلی توجه هم رو جلب کرد بعد سعی کردم با تله پاتی چیز هایی رو که میشنیدم به اون انتقال بدم بعد از اون کار اون یه هندز فری در اورد و به اهنگ گوش میداد بعد رفتم رفش و پرسیدم په اهنگی گوش میدی او اسم همون اهنگی رو که با تله پاتی انتقال داده بودم گوش میداد اما یهو فهمیدم هیچکس اون رو نمیبینه فقط من بودم بعد داخل ماشین رفتم یهو خوابم برد بعد از اون خواب هام رو کنترل میکردم حتی موقع ورزش انگار درونم منفجر میشد سرعت و استقامت بدنم بالا رفت بعد از یه سال او قضیه برام عادی شد من یه بچه هستم عاشق انیمیشن اواتار شدم و از اون راه انقدر تحقیق کردم تا به وبسایت خوبتون رسیدم امیدوارم کمکم کنید راستی من به متافیزیک خیلی علاقه دارم

  2. خواهشی که دارم هرکسی که این مطالب رو میخونه جوگیر (بدون تفکر) وارد انجام اون نشه و فکر نکنه که چه کار خاص و جالبیه و چه قدرتی داره.
    خیر اینطور نیست؛ وارد شدن به دنیای روحی و باز کردن اینجور چیزا با هدف قدرت،و و و… به شدت به شما اسیب وارد میکنه
    یه جمله کنایه امیز هست که میگه همیشه زیان یه چیز رو صفحه بعدش مینویسن
    پس خواهشا اطلاع کامل رو داشته باشید و بعد اقدام کنید.
    همچنین اگر بخوام راجب کندالینی بگم این چیزی نیست که شما بخوای در عرض دو روز بدستش بیاری
    این انرژی حاوی ارتعاشی عظیمه و حمل آن به این راحتی نیست و بدنت باید قدرت کافی رو داشته باشه
    یه اشتباه میتونه کل زندگیتو نابود کنه.

  3. سلام من مطلبتون رو خوندم من همه ی اون نشونه هارو داشتم و الان هم دارم اما یه مشکلی هست شما نوشتین که یه حشره انگار تو چشم سوم حر کت میکنه منم همچین چیزی دارم که خیلی اذیتم میکنه و زندگیمو بهم ریخته حتی دارو های افسردگی مصرف میکنم اثری نداری داخل سرم بیش از حد داغ میشه و یه چیزی هم مثل حشره حرکت میکنه و اتیش میزنه میشه راه حللشو بگین چون زندگیم به کل بهم ریخته حتی ثانیه هم نمیتونم راحت بشینم از زندگی سیر شدم خانواده م فک میکنن من افسردگی دارم ولی بخدا چنین چیزی نیس این نیرو هست که اذیتم میکنه

  4. با سلام نمیدونم ایا دارای قدرت هستم یا خیر اما خواستم کمی از تجربیات دیداریم رو بنویسم تا راهنمایی بشم اول اینکه من وقتی تمرکز میکنم حاله سفید رنگی در اطراف هر موجود زنده ای رو میبینم گاهی وقت ها در مکانهایی اینگار نفس کشیدن و حرکت زمین زیر پام رو میبینم که اکثر با اشتراک گذاشتن این موضوع با دیگران مورد تمسخر قرار میگیرم در بعضی زمان ها در هوا چیز های ریز سفید رنگ شفافی رو میبینم که در حال حرکت هستند مثل دانه های برف البته اون چیز ها به همه طرف جرکت میکنن و به شکل دایره ای هستند داخل شفاف و اطراف از هم خط سفید رنگ مثل یک سلول در بیشتر خوابهایی که میبینم در مورد اشخاص یا اینده به واقعیت میپیوندد وقتی در جنعی قرار میگیرم به راحتی میتونم شادی یا غم رو بهشون انتقال بدم البته از کودکی همیشه یک شخص یا یک موجود نمیدونم به چی تشبیحش کنم چون همیشه پشت سر من بوده یا در روبرو در سایه ها همراه و مراقب من بوده و در خوابهایی که در حال نبرد با شیاطین هستم اون شخص به من کمک میکنه در حال حاظر هم دچار بعضی مشکلات جسمی و روحی شدم وقتی به پزشک هم مراجعه کردم نشانه ای از بیماری در من پیدا نکردن موارد زیادی هست که اینجا قادر به نوشتن نیستم لطفا راهنماییم کنید با تشکر

    • اون چیزهایی سفیدی که میگید درواقع سلول های شما هستن که جلوی چشمانتان دیده میشنود و همه با کمی دقت میتونن مشاهده کنند در واقع مطمئن نیستم ولی میگویند سلول های سفید هستند.
      درباره شخصی که میگویید ان را احساس میکنید در واقع میتونه فرشته نگهبان شما باشه. و راجب باقی چیزا بهتر برید نشانه های مدیوم یا رزم آروان نور رو مطالعه کنید و در صورت هرگونه عمل و واکنشی مطالعه کافی و لازمه رو انجام بدید.
      دنیای روحی اصلا شوخی بردار نیست.

  5. سلام، عالیه مطالبتون
    بعضی تشونه ها رو دارم، دقتی مراقبه عمیق دارم، بعضی تشونه هام که حالات خوبی نبوذ، فک میکردم پسرفته ولی مث اینکه جزئی از رواله
    البته یکی از دوستام کوندالینیش بیدار شده بود خودبخود، با سایی بابا درارتباط بود، بصورت روحی، قدرتای عجیبی بدست آورده بود که بعد یه مدتی همش پرید، یه سری جیغ و فریاد هم داشت که خونوادش خل شده بودن
    متاسفانه استادی در دسترس نبود و همه چی رها شد و به زندگی معمولش برگشت، البته مث قبل بیدلری کوندالینی یه سری نشونه ها مونده براش
    در مورد کوندالینی دنس میشه توضیح بدین چجوریه؟

  6. سلام میشه لطفا راهنماییم کنید؟ من در این زمینه ها تا حالا هیچ تمرینی نداشتم خیلی نورهای سفید یا ابری میبینم در بیداری. وقتی چشممو میبندم گاهی نوربنفش یا نقطه نور سفید میبینم که انگار میرن داخل عمق یا چپ و راست میرن و بعد اصلا نمیتونم پلک چشم هامو کنترل کنم شروع به پر پر زدن میکنن یاچهره یا چشم میبینم. یا گاهی انگار یک چیز گرم از بدنم خارج میشه و روی بدنم راه میره مثلا چند روز پیش میخواستم برم جایی زیارتی تو خیابون بودم یک گرمای خاص و خیلی لطیفی از پایین بدنم خارج شد و بیشترش روی پای راستم خزید و رفت تا کف پام و نگهداشت موند کمیش هم به سمت پای چپم رفت تا نصفه. حتی یبار از سرمای شدید احساس می کردم دارم میمیرم کمی بعدش روی پاهام انگار بخاری روشن بود دستمامو روش گذاشتمو گرم شدم حتی کسی که همراهمم بود دستهاشو گذاشت روش گرم بشه. خوابام خیلی به واقعیت نزدیک. از درون خیلی احساس خوبی دارم. نشانه های ۵.۶.۹.۱۲.۲۴ هم دارم من باید چیکار کنم؟ میشه کمکم کنید

دیدگاهتان را بنویسید