هدف راستین آفرینش انسان و جهان هستی چیست؟_ قسمت اول :پرسش های بنیادین

کهکشان

به اطراف خود نگاه کنید. به تمام آنچه می بینید فکر کنید. به زمین زیر پایتان توجه کنید. تمام آنچه که روی این زمین هست را متصور شوید. انسان ها، ساختمان ها، جنگل ها و درختان، حیوانات و گیاهان، سنگ ها، کوه ها، دریا ها، هوا، گرانش و… . زمین بسیار گسترده و کامل بنظر میرسد؛ اما این گیتی بسیار بزرگتر از زمین ماست. ستاره خورشید با قطر حدودا صد برابر زمین را در نظر بگیرید. خورشید، ماه و تمام سیارات در گردش به دور خورشید مانند زمین، در منظومه شمسی، تنها بازوی بسیار کوچکی از کهکشان راه شیری هستند. بعد از کهکشان ما، کهکشان های پرشماری به طور یکنواخت در تمام جهات پراکنده شده اند. منتهای علم امروز می گوید هیچ گوشه و مرزی را نمی توان برای جهان هستی متصور شد پس این عالم بی انتهاست. اگر نظریه انفجار بزرگ صحیح باشد، روزی روزگاری انفجاری رخ داد و جهان شروع به انبساط کرد. در اثر انبساط خطی جهان، زمان در یک جهت مستقیم؛ و فضایی که با سه بعد طول، عرض و ارتفاع می شناسیم، شکل گرفتند و امروز ما دنیایی سه بعدی را در کنار بعدی به نام زمان با حرکت خطی رو به جلو می شناسیم. اما چیزی که آن را بعنوان انفجار بزرگ می شناسیم می تواند سرابی سه بعدی از یک ستاره ی در حال فروپاشی در جهانی کاملاً متفاوت از جهان هستی ما باشد. گمانه زنی های بسیاری نیز پیرامون آنچه پیش از انفجار بزرگ بوده، وجود دارد. هنوز سؤالات بسیاری درباره ماهیت زمان و امکان سفر در آن وجود دارد. ابعاد بالاتر، جهان های موازی و زندگی های پی در پی همواره از مسائل بحث برانگیز بشر بوده اند. هنوز علم به بسیاری از این سؤالات هیچ پاسخی نداده است و بعید نیست که انسان هرگز به برخی پاسخ ها دست نیابد. در این مجموعه مقالات سعی داریم تا با زبانی ساده به بررسی برخی این موضوعات از دیدگاه علم و ماوراء بپردازیم و این قبیل سؤالات را بررسی کنیم.


گستردگی جهان هستی

 آغاز چیست؟ آیا ابتدایی برای هستی بوده است؟ این جهان چگونه آغاز شد؟ این دنیا تا چه اندازه بزرگ است؟ آیا مرز و انتهایی برای جهان هست؟Big_Bang
در یک نگاه بسیار مختصر به دیدگاه انسان به جهان هستی طی بیست قرن گذشته باید گفت: در گذشته های بسیار دور فلاسفه هند و یونان باستان، زمین را مرکزیت تمام هستی می دانستند و این باور بعد ها به خورشید محور بودن دنیا تغییر کرد. با دانش بیشتر درباره گرانش و سیارات منظومه شمسی و در مشاهدات بیشتر، کهکشان راه شیری به عنوان یکی از کهکشان های بسیاری که در جهان وجود دارد شناخته شد. در اوایل قرن بیستم، بشر انفجاری عظیم را به عنوان آغازی برای جهان در نظر گرفت و اذعان داشت که دنیا پس از این انفجار، با نرخ فزاینده در حال انبساط خودش است. نتیجه این انبساط ایجاد بعد زمان پنداشته می شود. مشاهدات اخیر، جهان هستی را متشکل از ماده معمولی، ماده تاریک و انرژی تاریک دانسته است. بنا بر آخرین بیانات کیهان شناسان، ماده تاریک ماده ای است که به نور واکنشی نشان نمی دهد و انرژی تاریک، نوع ناشناخته ای از انرژی ست که همه فضا را در بر می گیرد و باعث سرعت انبساط جهان می شود. گفته می شود که انرژی تاریک همان انرژی کیهانی و نیروی حیات است که متافیزیک از دوران باستان به آن باور داشته است. با کشف انرژی تاریک در حدود یک دهه قبل، جهان هستی مشمول پرسش های بسیار بیشتر شد. ماده تاریک که نوعی ضد گرانش است، ملموس ترین چیز به این مفهوم است که «هیچ چیز نیست و در عین حال چیزی هست». پس از نظریات منوط به چگونگی آغاز هستی، پیرامون چگونگی پیدایش حیات بر روی زمین نیز نظریات متعددی وجود دارد که هر یک به نحوی ممکن است صحیح باشد. فرگشت، یکی از نظریات آغاز و تکامل حیات بر زمین است که به دلیل چالش برانگیز بودن آن و نیاز به بحث بسیار، از پرداختن به آنها خودداری می کنیم.

 تمام مفاهیم ارائه شده، تعاریف بسیار ساده ایست از گوشه ای از آنچه انسان به مدد علم برای توجیه آغاز هستی و گستردگی جهان پیرامونش در نظر گرفته است. می توان گفت شَمای کلی قطعیت دانسته های انسان به همینجا ختم می شود. هر چند نظریه پردازان بسیاری در قطعیت همین حد از علم به هستی نیز مردد هستند.

افزایش سطح انرژی


زمان

 ماهیت حقیقی زمان چیست؟ آیا می توان در زمان سفر کرد و به گذشته و آینده رفت؟ آیا ممکن است زمان تنها بخشی از ساختار ذهن انسان باشد و ماهیت قابل اندازه گیری نداشته باشد؟ آیا ممکن است تصور ما از زمان یک خواب و توهم باشد؟time
برای بررسی علمی تر جهان هستی ابتدا بایستی با مفهوم زمان بیشتر آشنا شویم. آنچه ما اینجا بطور معمول از مفهوم هستی درک می کنیم، یک فضای سه بعدی شامل طول، عرض و ارتفاع است. در کنار این ابعاد، زمان را به عنوان یک بعد مجزا و مستقل بصورت خطی، رو به جلو و با سرعتی ثابت درک می کنیم. یعنی طبق پنداشت ما، زمان در جهت عکس به گذشته حرکت نمی کند و سفر به آینده نیز ممکن بنظر نمیرسد. سه قرن گذشته وزن معنایی مطلق داشت اما نیوتون وزن را ناشی گرانش و متغییر معرفی کرد. نیوتون زمان را قابل اندازه گیری می دانست و پس از او، زمان به عنوان پارامتری معرفی شد که مفاهیم گذشته، حال و آینده را برای بشر توجیه می کند. امروزه اخترشناسان زمان را نتیجه انبساط جهان پس از انفجار بزرگ میدانند و نظریه ای وجود دارد که میگوید اگر جهان از انبساط بایستد و شروع به انقباض کند، زمان نیز ایستاده و به عقب حرکت خواهد کرد. انیشتین زمان را نیز تحت تأثیر گرانش دانست و ثابت کرد که  زمان صرفاً یک پارامتر متغییر با نرخ ثابت نیست و گرانش در سرعت گذر زمان اثر می گذارد. انیشتین زمان را به عنوان بعد چهارم عالم به‌ حساب آورد و بدین ترتیب مفهوم فضا-زمان را ارائه کرد که معرف جاییست که زمان و سه بعد فضایی در هم تنیده و بصورت یکپارچه در می آیند. او به کمک مفهوم سرعت، سفر در زمان را ممکن دانست و افزایش سرعت تا حد سرعت نور را راهی تئوری برای سفر در زمان معرفی کرد. انیشتین و شاگرادانش همچنین، کرم چاله ها را تحت مفاهیم نظری معرفی کردند که به عنوان تونل های مطلقاً تاریک زمان عمل می کنند و می توانند ابعاد فضا و زمان را در هم شکنند. این امر باعث می شود سرعت ماده درون کرم چاله بیشتر از سرعت نور شود؛ پس یک کرم چاله می تواند مسافرش را در زمان و مکان جا به جا کند.
مکتوبات بالا، بیاناتی بسیار ساده از بخشی از نظریات مربوط به مفهوم زمان هستند که بصورت تئوری و با محاسبات دقیق علمی، حاصل تلاش تحسین برانگیز انسان طی سالیان طولانی زیستن بر روی زمین بوده است. هر چند عمده این بیانات کاملا تئوری هستند.خود انیشتین در بیاناتش اذعان داشته که زمان معنای مطلقی ندارد. بنا بر گفته ناسا، دستیابی به سرعت نور هنوز برای بشر به شکل یک رویاست. هیچ کرم چاله ای نیز تاکنون بصورت تجربی مشاهده نگردیده و محاسبات، ورود به کرم چاله ها را (در صورتیکه چنین امکانی فراهم شود)، به علت فروپاشی سریع کرمچاله ها پس از ایجاد و همچنین شرایط گرانشی غالب بر آنها، برای انسانِ میرا، به گونه ای ناممکن می دانند. علم هرگز بطور عملی سفر در زمان را نیازموده است و پاسخی تجربی بر این دغدغه در جهان هستی ارائه نمی کند.

جهان های موازی و بی نظمی

 اگر به تخیلات خود اجازه دهید پا از مرز های منطق و حواس پنجگانه فراتر بگذارند، میتوانید ایده های خارق العاده ای برای کشف حقیقت جهان هستی بسازید. آیا تمام آنچه ما از جهان می دانیم حقیقت جهان است؟ آیا ممکن است زندگی های دیگری نیز خارج از فضا و زمان ما وجود داشته باشد؟
عده ای از دانشمندان به این قبیل تخیلات جامه علم پوشانیده اند. در اواسط قرن بیستم، محققی برای پاسخ به علت بی نظمی ماده کوانتومی، ایده ای بسیار عجیب به نام “جهان های موازی” را مطرح کرد. پیش از بررسی جهان های موازی، بی نظمی کوانتومی را توضیح می دهیم. می دانیم که فیزیک کوانتوم پایین ترین سطح بررسی مواد توسط بشر است. در این سطح ریزترین اجزاء سازنده ماده، در بی نظمی قرار دارند. این بی نظمی، بن مایه نظریه عدم قطعیت هایزنبرگ است. بنا بر نظریه عدم قطعیت به زبان ساده، انسان هیچگاه نمی تواند درمورد ماهیت یک ذره کوانتومی و پیش بینی عملکرد آن مطمئن باشد و در یک لحظه تمامی حالات برای ذره قابل انتظار است؛ چرا که ذره کوانتومی طی اندازه گیری های مختلف، وضعیت های متفاوتی را اتخاذ می کند. این تعریف با نتایج مختلفی که دانشمندان از اندازه گیری های کوانتومی بدست آورده بودند مطابقت داشت و با بسط بیشتر، به نظریه بی نظمی کوانتومی منجر شد. نظریه آشوب یا بی نظمی (Chaos)، توجیهی بر مسائل عمده ای از عالم بود که ارتباط زیبایی میان تعاریف رازورزانه و دنیای علم و منطقق برقرار کرد و نتایج متعددی داشت. یکی از این نتایج اثر پروانه ای بود. butterfly_chaosحتما این مثل را شنیده اید که “پروانه ای در چین به پرواز در آمد، طوفانی در آمریکا وزید!” این مثل کهن به خوبی بیانگر اثر پروانه ای از نتایج نظریه آشوب است. بنا بر این تعریف، تغییری کوچک در یک سیستم بی نظم می تواند منجر به تغییری بسیار بزرگ در همان سیستم شود.
در دهه های اخیر، ایده جهان های موازی، بی نظمی کوانتومی را با یک توجیه عجیب اما درک پذیر ادغام کرد. جهان های موازی برای این توجیه کوانتومی می گوید زمانی که دانشمندی تصمیم به اندازه گیری یک ذره کوانتومی می گیرد، جهان به تعداد حالات ممکن برای آن ذره تقسیم می شود و در هر یک از این جهان ها یکی از حالات به وقوع می پیوندد. به بیان تمثیل تصور کنید در همین هویت که گمان می کنید سالهاست در آن زندگی می کنید، در یک جهان دیگر سن، جنسیت، شخصیت و موقعیتی کاملا متفاوت دارید یا مرده اید یا اصلا وجود ندارید که همه اینها از احتمالات وجود شما هستند. پس اگر جهان های موازی ایده ای موجه بود، علوم بسیاری از جمله، فیزیک، ریاضیات و احتمالات تا حدودی زیرسؤال میرفتند. مفهوم جهان های موازی، بطور کلی مفاهیم عنوان شده پیرامون زمان را نقض می کند و زمان دیگر به عنوان یک بُعد خطی رو به جلو نخواهد بود. دنیاهای ابعاد بالاتر، دنیاهای چندگانه و دنیاهای موازی کوانتومی همگی نتایج موردبررسی از ایده جهان های موازی هستند. هنوز اثبات دقیق علمی بر این ایده و بسیاری از ایده های ماورایی نظیر یوفو ها وجود ندارد. یوفو ها، اشیأ و نشانه های ناشناخته ای هستند که بنظر میرسد برای برقراری ارتباط با انسان عصر حاضر از عالمی ناشناخته (هر جایی که موقعیت آن تا امروز برای بشر غیرقابل بررسی بوده است) پدیدار می شوند. شواهد حاکی از آن است که بعید است انسان ها (انسان عصر حاضر) تنها موجودات هوشمند این عالم باشند. بحث پیرامون یوفوها بسیار است و در این مقاله بیش از این به آنها اشاره نخواهد شد.

ابدیت 

پایان چیست؟ آیا مرگ پایانی بر هستی ماست؟ پس از مرگ چه رخ می دهد؟ آیا زمانی بی پایان و جاودانگی وجود دارد؟ آیا سرانجامی بر این جهان هستی ممکن است؟
مفهموم ابدیت یا بی زمانی به معنای زمان بی انتهاست. عموما ابدیت به همراه جاودانگی می آید چرا که زمان مسبب تولد و مرگ است اما ابدیت پایان ناپذیری و نامیرایی را در بطن خود جای داده است. علم در خصوص ابدیت و بی زمانی، نظریات ثابت نشده متعددی اذعان می دارد. در سال ۲۰۰۷، رابرت لانزا نظریه ای به نام زیست مرکزی را به بشر ارائه کرد که نتایجی که بعد ها از این نظریه بدست آمد، تحولی بود بر بینش قیاسی میان علم و ماوراء(در قسمت بعدی این مقاله توضیحی بیشتری در این زمینه خواهیم داد). زیست مرکزی، بر پایه بر هم کنش کوانتومی با ادغام شیمی، فیزیک، اخترفیزیک، مکانیک کوانتوم و زیست شناسی همراه بود و پاسخی منحصر به فرد را از مخلوط این علوم، به سؤالات جهان هستی معرفی می کرد. این نظریه حیات را عامل خلق جهان هستی می داند و معتقد است تمام تئوری‌های علمی تا کنون، هرگز قادر به ارائهٔ توصیفی درست از جهان هستی نخواهند بود چرا که در این تئوری ها مطلقا علم مورد بررسی است و از خودآگاه انسان و مسائل پیرامون آن چشم چوشی می شود. بنابراین طبق نظریه زیست محوری جدید، مکان ها و جهان های بسیاری وجود دارد که روح ما پس از مرگ می تواند به آنجا برود. همواره در اکثر ادیان، آیین ها و باورهای کهن، ابدیت و ازلیت امری دلپذیر و قابل انتظار از هستی بوده است. مفهوم ابدیت در کیمیاگری با نماد های گره های بی پایان (Shrivatsa) و اژدهای دم خوار یا اوروبروس (Ouroboros) نشان داده می شود که تصاویر آنها را در زیر مشاهده می کنید.

infinity

گره های بی پایان که بیشتر تحت تأثیر باور بودیسم تبتی است، سرنوشت را در هم تنیده و بی پایان می داند. اژدهای دم خوار نیز که در مناطق مختلفی از جمله چین، هند، یونان و مصر کهن، دارای مفهومی تقریبا یکسان بوده است، حیات را ابدی می داند و معتقد است انسان پس از مرگ دوباره متولد خواهد شد. این اعتقاد یا همان تناسخ، اشاره به زندگی های پیشین انسان ها دارد. تناسخ می گوید آنچه بعد از مرگ به جهان دیگر منتقل می‌شود روح و آگاهی مطلق بشر نیست بلکه نفس اوست و تناسخ روح و طبیعت را یک واحد می داند متعلق به خالق آن که منشأ تمام آگاهی های جهان هستی است. آنچه از شواهد و حقایق پیداست این است که تا بحال افراد بسیاری در تاریخ تجاربی از به یاد آوری خاطرات زندگی های گذشته خود داشته اند. این خاطرات در بعضی بطور ذاتی و در عده ای از طریق خواب، خلسه و هیپنوتیزم تجلی یافته اند و با دستیابی به آن خاطرات، افراد توانسته اند نسبت به مسائلی که در زندگی کنونی با آنها رو به روست، اطلاعات و راهنمایی های ارزشمندی بدست آورند. امروزه یادآوری خاطرات زندگی های پیشین توسط علم هیپنوتیزم، امری شناخته شده در غرب و شرق است شما می توانید از اینجا فایل صوتی مناسب برای این امر را دریافت کنید.

“آن لحظه که کودکی متولد می شود، فکر می کنید آغاز زندگی اوست. آن لحظه که پیرمردی می میرد، فکر می کنید پایان زندگی اوست. اما چنین نیست. زندگی بسیار بزرگتر از تولد و مرگ است. تولد و مرگ دو انتهای زندگی نیستند؛ تولدها و مرگ های بسیاری درون زندگی روی می دهند. زندگی حقیقی نه آغازی دارد و نه پایان. زندگی و ابدیت برابرند… .” اوشو

اما حقیقت راستین جهان هستی کدامست؟ هدف از آفرینش ما چیست؟ آیا علم می تواند به سؤالات بنیادین حیات پاسخ دهد؟ ماوراء و آنچه ورای عالم منطق است چگونه این پرسش های بی پاسخ را توجیه می کند؟ براستی آیا بشر خواهد توانست پاسخ دغدغه های ذاتش را بیابد؟ برای همراهی با ما، مقالات بعدی از این سری را از دست ندهید.


می توانید قسمت اول این سری مقالات را از اینجا بخوانید: هدف راستین آفرینش انسان و جهان هستی چیست؟_ قسمت اول :پرسش های بنیادین

می توانید قسمت دوم این سری مقالات را از اینجا بخوانید: هدف راستین آفرینش انسان و جهان هستی چیست؟_ قسمت دوم :بیداری

می توانید قسمت آخر این سری مقالات را از اینجا بخوانید: هدف راستین آفرینش انسان و جهان هستی چیست؟_ قسمت دوم : چرا ما از بیداری خودداری می کنیم؟


هزینه این مقاله رایگان، اشتراک آن از طریق دکمه های اشتراک پایین مقاله (در فیس بوک و تلگرام) و... با دیگران است. به این صورت با نشر آگاهی انرژی و کارمای خوب به زندگی خود شما نیز جذب خواهد شد!❤️
در صورتی که نویسنده هستید و مایلید از این مقاله راستمرد با ذکر منبع و لینک دهی به سایت اصلی در وبلاگ یا وبسایت خود استفاده کنید. لطفا از طریق تماس با ما، اسم و لینک مقاله را به ما اطلاع دهید تا متن مقاله با فرمت ورد برای شما ارسال شود.

تاریخچه El

از نگاه الناز، زندگی یک رویا و وهم عمیق است و راه بیداری و هوشیاری، مسیر درون است. او باور دارد انسان از طبیعت جدا نیست و تمام پاسخ ها در طبیعت و درون انسان است. الناز در گستره علوم معنوی و عرفانی، مردم شناسی، گیاه شناسی، زبانشناسی و مدیریت، مطالعه و تحقیق میکند و در ترجمه و برنامه ریزی مهارت دارد.

17 نظر در مورد “هدف راستین آفرینش انسان و جهان هستی چیست؟_ قسمت اول :پرسش های بنیادین

  1. با سپاس. متصورم بیشترین مایه فلاکت من اینها هستند تعصب- حساسیت و لجاجت که مرا از فهم حقیقت دور می کنند. حکیم عمر خیام می فرمایند : (کس مشکل اسرار اجل را نگشاد / کس یک قدم از دایره بیرون ننهاد —— من می نگرم ز مبتدی تا استاد / عجز است به دست هر که از مادر زاد). همچنین : (هرگز دل من ز علم محروم نشد / کم ماند ز اسرارکه معلوم نشد —– هفتاد و دو سال فکر کردم شب و روز / معلومم شد که هیچ معلوم نشد). تشکر از نویسنده و مولف گرامی و محترم.

  2. ..آرى، وجود بشر که بر سرزمین خاکی ساکن است، مناسب ترین کالبد این نظام هستی را داراست؛ چه، نیمی از خاک و نیمی از افلاک است. هم ناسوتی و هم لاهوتی است. ازین روست که گاه به زمین و آنچه دروست مشغول است و گاه به آسمان و اسرار آن مشتاق. پس مسکن تو این تن خاکی می شود تا سوار بر آن تمام آنچه را در ازل برایت مقرر گردیده شده است، محقق سازی.
    خاطرت باشد که همواره این مرکب را عزیز شماری، چرا که ابزاری است که به تو مجال می دهد از ابهام بالقوگی به شفافیت فعلیت نایل شوی. نیز چونان معبدی پیراسته است که به واسطه ی آن می توانی میان فرشیان تا عرشیان پُل شوی؛ می خواهم بگویم که می توانی گاهی مویه های دل شکستگان را به آسمان برسانی تا از آسمانیان پاسخ دل های ایشان را بستانى و بدیشان بازگردانی. نیز گاهی می توانی زنهاری از اقلیم بالا دریافت کنی و بر خواب زدگان دنیا عرضه داری و ایشان را دوباره رنگ زندگی بخشی. حتى شاید گاهی مجرایی سبز شوی تا شفایی از شفاخانه ی ملایک را بر تنی دردمند بباری؛ و هیچ یک از اینها واقع نمی گردد جز به طهارت معبد تن تو!
    منبع:کتاب عشق اهورایی

      • کسانی که تجربه ی نزدیک به مرگ داشته اند ، دژاوو را ( همان یادآوری دیدن چیزی بدون اینکه قبلا آن را دیده باشند) اینگونه معنی می کنند که در عالم قبل از آمدن به دنیا کتابی به انسان داده می شود و او می تواند زندگیش را مرور کند و حوادث آینده را ببیند.خصوصا اتفاقات سخت و رنجهای انسان به او نشان داده می شود.هیچکدام از این افراد از تناسخ سخن نگفته اند.یکی از این افراد حوادث قبل از آمدن به این دنیا را کامل به یاد داشته اینکه چگونه قبل از آمدن به دنیا نزد فرشتگان بوده سپس قبل از رفتن به دنیا او را به عرش برده تا با خدای خود راز و نیاز کند.فرشتگان عرش را حمل می کردند.سپس او را برای ماموریت دنیا به درون بطن مادر می فرستند. و… از سری کتابهای در آغوش نور

          • وحدت وجود و دیدن تجارب مردمان گذشته نباید با نظریه تناسخ اشتباه گرفته شود. تناسخ نبود این کز روی معنی

            ظهورات است در عین تجلی بنابراین نظریه تناسخ یک برداشت اشتباه از تجربیات روحی است و از طرفی سخنان عرفا در طول تاریخ در صورتی که به درستی درک نشود شبیه به تناسخ فهمیده خواهد شد چرا که شیوه بیان بهتری برای بیان تجربیات توحیدی خود جز همان زبان کثرت نداشته اند و همین موضوع از عواملی بوده که به طرفداران تناسخ بال و پر بیشتری داده است.

            به هرحال نظریه تناسخ در اسلام مردود بوده و هیچ گاه پذیرفته شده نیست و در عوض نظریه تجلی و وحدت وجود در عرفان اسلامی، در مرتبه ای بالاتر مطرح شده و برهمه این نظریه های ناقص یا باطل از جمله تناسخ و حلول و اتحاد و … احاطه داشته و بطلان همه آنها را به اثبات می رساند.

دیدگاهتان را بنویسید