ناخودآگاه و خودآگاه جمعی از دید روانشناسی تحلیلی

در بعضی مکاتب روانشناسی نوین، انسان فقط همین ذهن خودآگاه تصور می شود اما در روانشناسی های قدیمی تر مثل روانکاوی فروید و روانشناسی تحلیلی کارل گوستاو یونگ ذهن ما به سه بخش خودآگاه، نیمه آگاه و ناخودآگاه تقسیم می شود. البته روانکاوی فروید در همین نقطه باقی می ماند اما در روانشناسی تحلیلی یونگ حتا از این هم یک گام فراتر می گذاریم و به یک ناخودآگاه جمعی می رسیم که همه انسان ها را به هم مرتبط می کند.

یونگ معتقد بود که همه رویاها و نمادپردازی هایی که انسان ها با آن مواجهه می شوند از همین ناخودآگاه جمعی نشات می گیرد. همچنین اون معتقد بود که ما همانطور که یک سری خصوصیات را از طریق ژن هایمان از اجدادمان به ارث میبریم، یک سری خصوصیات روحی و اخلاقی و امیال و حتا ترس ها را از ناخودآگاه جمعی که محصول تجارب نیاکانمان در تمام اعصار است به ارث می بریم. او همچنین برای این ناخودآگاه جمعی ساکنینی تحت عنوان کهن الگوها قائل بود که در آینده بیشتر در مورد آن صحبت خواهیم کرد. در زیر می توانید نمودار شکل ذهن از دید روانشناسی تحلیلی را مشاهده کنید:

ضمیر ناخودآگاه در روانشناسی تحلیلی یونگ


آیا می توان در ناخودآگاه تغییر ایجاد کرد؟
پیشنهاد میکنیم این مقاله را نیز از دست ندهید:
هیپنوتیزم چیست – جامع ترین راهنمای هیپنوتیزم در اینترنت

افزایش سطح انرژی

 

هزینه این مقاله رایگان، اشتراک آن از طریق دکمه های اشتراک پایین مقاله (در فیس بوک و تلگرام) و... با دیگران است. به این صورت با نشر آگاهی انرژی و کارمای خوب به زندگی خود شما نیز جذب خواهد شد!❤️

تاریخچه بهنام کاظم پور

بهنام کاظم پور بخش اعظم عمر خود را صرف مطالعه، تحقیق و تمرین مباحث خودشناسی کرده و حتی در این راه سفرهای مختلفی داشته است. او مهمترین هدف انسان بروی زمین را خودشناسی می داند و بیش از یک دهه است که می کوشد دانش خود را طریق وبلاگها، وبسایت ها یا جلسات حضوری با مخاطبان پارسی زبان به اشتراک گذارد. او همچنین دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی عمومی است و پایان نامه خود را در زمینه روانکاوی عمقی یونگ به پایان رسانده و معتقد است نظریات کارل گوستاو یونگ خصوصا ناخودآگاه جمعی و کهن الگوها به او در شناخت خود و کمک به مراجعانش بسیار راهگشا بوده اند.

9 نظر در مورد “ناخودآگاه و خودآگاه جمعی از دید روانشناسی تحلیلی

  1. سپاسگزارم مطلب مختصر و مفید و بسیار عالی جالب بود خیلی ممنونم.
    آیا ( فرا آگاهی ) همان ( فرا هوشیاری ) می باشد یا فرق میکند؟
    در یک مطلب خوانده بودم که میگفت خدا یعنی همان آفریدگار, آگاهی مطلق است تجربه مطلق نیست یعنی خدا درون ما داره زندگی میکنه و از دریچه چشمان ما داره جهان رو میبینه و تجربه میکنه ولی به ما آزادی و قدرت اختیار و انتخاب داده تا با اراده خودمون برای زندگیمون تصمیم بگیریم و هرگز برامون خیر و صلاح تعیین نمیکنه و ما هر خواسته ای که داشته باشیم برامون برآورده و دعاهامون مستجاب میکنه و همه رو در راه رسیدن به اهدافشون یاری میکنه حالا این خواسته میخواد چه به ضرر ما باشد و چه به نفع ما و چه برامون خوب باشه یا بد اصلا برای خدا فرقی نمیکنه و جهان هرگز هیچکسی رو قضاوت نمیکنه ولی هر کسی خلاصه یک روزی کارِمای اعمالشو پس میده و مشیعت و صلاح یا ( تقدیر سرنوشت قِسمت ) الهی چیزی نیست جز قوانینی که خداوند بر جهان مقرر فرموده است و خلق کرده است و جهان و هر چه که در آن است به شیوه قوانین این سیستم دارد مدیریت می شود.
    جهان دقیقا مثل یک آیینه عمل می کند و تمام برنامه خداوند این است که هر فردی زندگیش را به وسیله باورها و فرکانس های ارسالی اش آن گونه که دلش می خواهد زندگیش خلق کند و در راستای این برنامه جهان به گونه ای طراحی و خلق شده است که به فرکانسهای ما پاسخ می دهد و رابطه ما با جهان و هر چیزی که در آن است مثل دو دستگاه فرستنده و گیرنده است که ما دستگاهی هستیم که در هر لحظه به وسیله توجه کردن ( رِزونانس ) فرکانس هایی را ارسال می کنیم و از آنجا که کانون توجه ما به وسیله باورهامون اداره می شود فرکانس های غالب ما چیزی نیست جز اساس باورهایی که داریم به همین دلیل همیشه اساس باورهامون رو وارد زندگیمون می کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید