قلمرو ما

کمی بیاندیشید. آیا غیر از این است که تنها قلمرو فعلی ما برای وجود داشتن زمین است؟

خیلی از افراد اینگونه فکر میکنند که نسل انسان ها، نفرینی برای زمین است. اما اینگونه نیست. بلکه برعکس. اما ما را فریب دادند تا نفرینی برای زمین باشیم. افراد زیادی هنگامی که متوجه میشوند که فریب خورده اند تا نفرینی بر زمین باشند احساس درماندگی میکنند. آیا وقت آن نرسیده تا خانه ی ما، سیاره ی ما، زمین در آرامش باشد و در کنار آن ما نیز در آرامش زندگی کنیم؟


هم اکنون تماشا کنید: “داستان آمدن ما به زمین- انیمیشن معنوی “گمشده و پیدا شده”


ما باید این حقیقت را بپذیریم. اما در حین پذیرش این حقیقت تلخ، به آگاهی و آمادگی نیاز داریم.

اولا ما نیاز داریم تا جاییکه ممکن است آگاه و هوشیار باشیم این همان نقطه ای است که دانش حقیقی از آن میاید .

مردم معمولا بی اراده بر ادیان و نظام های اعتقادی برای حفاظت و یا چیزی که به اصطلاح رستگاری خوانده میشود تکیه میکنند. همانقدر که ساده است بیهوده نیز هست مگر یک ایمان قوی در کار باشد که فراتر از هرچه سلسله مراتب و عقاید تعصب آمیز، ناتوانی (منظور همان خوابیست که امروزه مردم در آن فرو رفتند که توسط این خواب هدف اصلی زندگی را فراموش کرده اند) که انسان ها امروزه با خود دارند را به رخ همگان بکشد تا شاید انسان ها را از این خواب جهل آلود بیدار کند.

افزایش سطح انرژی

مقاله مرتبط: “هدف راستین آفرینش انسان و جهان هستی چیست؟_قسمت دوم : بیداری


مردم در اوج نا امیدی به مراسم های مذهبی شان چسبیده اند اما نه برای اینکه خود را بشناسند و یا حقیقت جهان را در یابند. بلکه برای اینکه از چیزی که حتی نمیدانند چیست و تا به حال نیز در این باره تفکر نکرده اند و به آن ایمان قلبی ندارند، طلب امنیت و آرامش کنند.

چالش زندگی این است که ما باید تماما زنده شویم و از طبیعت و ذات خویش آگاه شویم. این همان چیزی است که درباره ی آن تفکر نشده است و در واقع در این ماتریکس فریب که توسط متجاوزان طراحی شده گم شده است.

شاید کمی گیج شده باشید اما نترسید همواره راه حل ها ساده اند.

راه حل این است که ما بیدار شویم و بفهمیم که هستیم و سپس همه چیز روشن خواهد.

هزینه این مقاله رایگان، اشتراک آن از طریق دکمه های اشتراک پایین مقاله (در فیس بوک و تلگرام) و... با دیگران است. به این صورت با نشر آگاهی انرژی و کارمای خوب به زندگی خود شما نیز جذب خواهد شد!❤️
در صورتی که نویسنده هستید و مایلید از این مقاله راستمرد با ذکر منبع و لینک دهی به سایت اصلی در وبلاگ یا وبسایت خود استفاده کنید. لطفا از طریق تماس با ما، اسم و لینک مقاله را به ما اطلاع دهید تا متن مقاله با فرمت ورد برای شما ارسال شود.

تاریخچه CAEDMON

شایان متولد تهران است و دوران تحصیل خود را نیز در همین شهر گذرانده است. و مدرک لیسانس خود را در رشته مهندسی سخت افزار گرفته است او از نوجوانی به دنبال معنای حقیقی زندگی بوده است و در این راه کتابهای بسیاری خوانده است. اما معتقد است که از این کتب تنها "روش صحیح تفکر" را آموخته، و با استفاده از آن اندکی بیدار شده است. و دوست دارد یافته هایش را با بقیه به اشتراک بگذارد.

20 نظر در مورد “قلمرو ما

  1. سلام.
    تو مطلب بالا،منظور از متجاوزان دقیقا چیه؟
    با مفهوم ماتریکس تا حدودی آشنایی دارم. تو فیلم ماتریکس نشون میده که ماتریکس بوسیله ماشینها شکل گرفته.
    ممنون میشم در این مورد توضیح بدید یا اگه پستی مرتبط تو سایت هست معرفی کنید

  2. ممنون دوست عزیز. امروز بیداری در خیلی از قسمت های دنیا به شکل یک مکتب و آیین دراومده. درسته که مناسک و مراسمی هستند که طی کردنشون به مسیر بیداری کمک میکنه و حتی عده ای تنها با همین مراسم ها به روشنیدگی رسیده ند؛ اما این باور که روشنیدگی مثل یک مذهب هست که عده ای خودشون رو گرویده به اون بدونند و آیینی رو با عادت ها به شکل مکانیکی ادا کنند، مثل یک سم مهلک خود این افراد رو مسموم به بیداری شرطی و سردرگمی دوباره و دوباره در ماتریکس زندگی و کالبد زمینی شون میکنه. این مسمومیت مسری خودش خودش رو ارتقا میده و بیماران رو دچار توهم بیداری میکنه و دونستن حقیقت میکنه. افراد با پذیرش اینکه در ماتریکسی از توهم ها زندگی کردند دچار ترس خواهند شد و بخاطر همین ترس، چارچوب ذهنشون رو به شکل یک حصار و زندان برای حبس حقایق و در واقع حبس خودشون(خود برتر با قدرت های درک بالاتر) میدونند. از آثار این بیماری خواستن های زیاد از جمله خواستن بیداری هست؛ که در واقع باوری هست که فرد به ایگوی خودش غالب میکنه.

    • بعد از طی زمان بسیار طولانی از آغاز خلقت بشر تا کنون، هنوز هم برای بی تجربگان و جستجوگران، درک بیداری، روشنیدگی و حقیقت، امری مبهم و پنهان در پس پرده های جهل بشر بنظر میرسه. با وجود مفاهیم، آموزه ها و تجارب فراوانی که اشخاص روشنیده متعددی در طول تاریخ سعی در انتقال اونها به سایرین داشند، بنظر میرسه که هنوز هم این حقایق برای انسان نامفهوم هستند و گمانه زنی های علمی و نظریه پردازی هایی نظیر پرداختن به درک حس آمیزی ها و ویژن های ساخته مغز، چگونگی درک دنیایی با ابعاد بیشتر از سه بعد یا امکان پذیری اوامری مانند حرکت در زمان و دستیابی به سرعت نور و… هم هرگز کمکی به درک دقیق این مسائل نکرده و احتمالا نخواهد کرد. حتی سالیان طولانی مصرف مواد روان گردان هم انسان رو به درک این قبیل تجارب قادر نساخته. شاید بیداری و روشنیدگی و دریافت حقیقت رو بهتر باشه در غالب تجربه بیان کرد. تجربه ای که نه زبانی برای تعریف دقیق آن اختراع شده و نه علمی برای توجیه آن. ادیان و باورهای مختلف هم زمانی که با شهودیات و باورهای منطق ناپذیر و معجزات عجین می شوند بیشتر وجهه حقیقت به خودشون میگیرند. در هر صورت اعترافی دشوار و آزاردهنده خواهد بود اقرار اینکه حقایق برای بشر غیرقابل درک هستند و راه و آیین بیداری، نهایتا مسیری شخصی و تجربی و نه کاملا آموزشی بنظر میرسه.

      • با سپاس فراوان از دوست عزیز نگارنده مطلب و گرامی دوستی که تجربه ها و دانش خویش را با ما در میان گذاشتند. به شخصه (من) قادر نیستم پیام های بزرگ و کلی را درک نمایم بنابراین انها را به قطعات کوچکتر تقسیم می کنم وقتی به کلماتی همچون “حقایق” می رسیم که بشر هرگز به درک و فهم ان نایل نخواهد شد و مردم برای امنیت و ارامش به “اگاهی” نیاز دارند و راه ساده رسیدن به ان, بیدارشدن از خواب (غفلت) و فهم کیستی و چیستی “من” است, بی شک به جمله اخر معتقدم ولی کلماتی مانند متجاوزان و یا راه حل هایی که خود, دامگه ای برای ادامه چرخه جهالت هستند مرا گیج می کنند زیرا من همیشه متصور بودم که “ترس” از هرچیز ناشناخته ای ابتدای ورود من به شاهراه اگاهی و ازادی است و همزمان با دریافتن پیچیدگیهای روانی و روحی ام, سفر بی انتهای من بسوی اگاهی و هوشیاری (بدون استفاده از هر ماده بیرونی که روانم را درگیر می کند), بصورت نیاز, ادامه می یابد. برای رسیدن به این تجربه منحصر به فرد, استفاده از کسانیکه این مسیر بی انتها و ابدی را تا حدودی ازموده اند, ضروری است

  3. درود بر معرفت روشنیدگی!
    چند مسئله هست که نیاز به تعمق بیشتر دارد: اول اینکه چطور ادیان با سابقه ی بیش از چند هزار ساله در ارائه ی راه حل بجهت تعالی و بهبود زندگی دنیوی و معنوی و آرامش بازمانده اند و شما میخواهید با ارایه ی یک دیدگاه معنوی که در سطح جملات زیباست راه حل برای آگاهی ارایه دهید؟ دوم اینکه مبحث آگاهی و رسیدن به روشنیدگی از ابتدای حکمت و فلسفه تا اکنون در عرفان و اندیشه با قرائت ها و تفاسیر متعددی تعریف شده که تقریبا اگاهی را در حجاب و درهاله ای از مه پوشانده که درک ان را تقریبا ناممکن کرده، در مورد طبیعت و ذات خویش هم تصاویر روشن و مشخصی وجود ندارد ، اهل فلسفه چیزی میگویند ، اهل معرفت چیز دیگر ، کما اینکه اصلا لزومی ندارد همه ی انسانهایی که در بند نظام های اعتقادی و متعصب هستند به آگاهی برسند، مراحل آگاهی چند لایه و در سطوح مختلفی در طول زندگی های هر فرد به شکل فردی باید طی طریق شود و کاملا مثل دین حوزه ای شخصی ست و به باطن و درک فرد برمیگردد…معرفتت منتشر باد.

دیدگاهتان را بنویسید