ریزش لایه های ذهن _ رسیدن به هسته ی وجودی خود

همه ما در الگوهایی تکراری از اعمال، کردار و افکارمان زندگی می کنیم و تمام چرخه زندگی ما تشکیل شده از همین الگوهای تکراری است. این الگوها در اعماق ناخودآگاه ما نهادینه شده اند و مدام در ذهن خودآگاه ما، خود را آشکار می کنند.

تا به حال چند مرتبه سعی کرده اید که عادتی را بشکنید؟ چند بار برای تغییر زندگی تان، به دنبال راه کار گشتید؟ آیا تا بحال به این فکر کرده اید که الگوهای رفتاری و نوع نگاهتان به زندگی را تغییر دهید؟ آیا به دنبال راهنما، استاد، مشاور و یا دوستی که پندی در این زمینه ها به شما بدهد گشته اید؟

فارغ از اینکه چه راهی را انتخاب می کنید و مسیر زندگی تان چیست، همواره خود را زندانی عادت های خود می یابید. شما از شوخی به عنوان مکانیزمی دفاعی استفاده می کنید تا با درد ناتوانی در تغییر زندگانی و یا کارهایی که واقعا دوست دارید خود را در حال انجام آن ها ببینید و نمی بینید مقابله کنید.

همه ما چنین چیزی را تجربه کرده ایم. ترس از ناکامی ها در زندگی، بخاطر عادت های نهادینه شده در ناخودآگاهمان، یک ترس واقعی و فراگیر است. این ترس را به احساس حبس شدن یا گیر افتادن تشبیه میکنند.


شناخت باورهای بنیادین در اعماق ضمیر ناخودآگاه

مرکز اعتقادات شما، همان جایی ست که باورهای بنیادین یا اصطلاحا باورهای ریشه ای (باورهای هسته ای) شما، در آن نهادینه شده است. جایی در اعماق ناخودآگاه تان. باورهای بنیادین ایده هایی هستند که در طول کودکی ما شکل گرفته اند. فرهنگی که در آن به دنیا آمده ایم نقش مهمی را در شکل دادن به باورهای بنیادین ما در مورد خودمان و دنیایی که می شناسیم ایفا می کند.


مقاله مرتبط: “۹ قدم برای تغییر باورهای هسته ای”


به گفته ی مرکز مداخلات بالینی، ” باورهای بنیادین ، جوهره ی نگاه ماست نسبت به خودمان، جهان هستی و آینده”.

بیداری کندالینی

یکی از آن الگوهای رایجی که ما در زندگی مشاهده می کنیم اینست که ترس و ناامنی در بطن هر تغییری نهفته است. به عنوان مثال من هر روز می خواهم بدوم زیرا می خواهم خوشتیپ شوم. من می خواهم پولدار شوم و ثروتمند بنظر برسم، تا توسط جامعه طرد نشوم و غیره.

 اما بسیار دشوار است که انرژی خالص خود را صرف رسیدن به خواسته های دلخواهتان بکنید. چراکه باورهای بنیادین در این تغییرات، همان احساسات ترس و ناامنی هستند. این باورهای بنیادین، قدرت ذهنی زیادی را مصرف می کنند. بنابراین نیروی ذهنی کافی برای ایجاد تغییر در شما باقی نمی گذارند. حتی می توانید درک کنید که اضطراب، نگرانی و عصبانیتی که در زندگی روزمره ی خود احساس می کنید، به واسطه ی همین ترسی که در اعماق ناخودآگاه تان ریشه دارد، ایجاد می گردد.

ترس یک محرک است (ترس از اینکه مبادا چاق بنظر برسم). ورزش و دویدن یک عمل است (برای فرار از ترس). و پاداش ذهن، این تفکر است که “اگر بدوی، چاق بنظر نمی رسی”. بسیارند افرادی که هر چقدر هم ورزش و تمرین می کنند، همیشه شکایت می کنند که چرا وزن کم نمی کنند و هرگز به تناسب اندام نمی رسند.

در مثالی که مطرح شد، ترس، یک باور بنیادین و محدودکننده است. این باور، حجم عظیمی از ناسازگاری در سیستم روانی و فیزیکی ما می سازد. بنابراین فرقی نمی کند که در عمل چقدر ورزش می کنید. ذهن شما اجازه تغییر فیزیکی به شما نمی دهد!

نتایج تحقیقاتی تحت عنوان “بیوشیمی باورها”، حاکی از آنست که “در واقع باورهای ما، قدرت تغییرات فیزیکی را به بدن ما تزریق می کنند”. مهم نیست که شما چقدر ورزش می کنید و یا رژیم خود را رعایت می کنید. نهایتا باور بنیادین شما که ترس باشد، اجازه نمی دهد شما تناسب اندام تان را بدست آورید.

باورهای بنیادین دیگری مانند ترس، وجود دارند که زندگی بسیاری از افراد را کنترل می کنند. از جمله این باورها می توان به احساس ناامنی، عدم صلاحیت، بی ثباتی، بی ارزشی، ناامیدی، شرمساری، ضعف، تنبلی، طردشدگی، احساس ناخوشایند ترحم و… اشاره کرد. لازمه ی درک مسیر زندگی و رهایی از الگوهایی که در آنها گیر افتاده اید، شناسایی باورهای بنیادین در خودتان است.


مقاله مرتبط: “ضمیر ناخودآگاه چیست؟ چطور کار میکند؟ چگونه کنترل و برنامه ریزی میشود؟”

اینجا را هم ببینید: “قدرت ضمیر ناخودآگاه و تحولاتی که با تاثیر روی آن در زندگی ایجاد میکنیم (کلیپ تصویری)”


زمانی که این باورها را شناسایی می کنید، قطعا شگفت زده خواهید شد. چراکه بالاخره می بینید، چگونه همین باورها، بدون آگاهی شما، بر هر قسمت از زندگی تان حکمرانی می کردند. شگفت زده می شوید وقتی که ببینید علت نرسیدن به آرزوهایتان همین باورهای بنیادین در ضمیر ناخودآگاه تان بوده اند.

تصویر فوق تحت عنوان Bound ( مرز)، اثر هنری از تام فرنچ، نشان دهنده ی تمایز میان ذهن خودآگاه و ناخودآگاه می باشد.


  • امروزه علم هیپنوتیزم و به تبع آن فایل های صوتی خود هیپنوتیزم به عنوان ابزاری قدرتمند برای تغییر ذهن انسان و برنامه ریزی مجدد ضمیر ناخودآگاه در جهت رفع مشکلات و دستیابی به اهدافش شناخته شده است. فایل های صوتی سابلیمینال به شما این قدرت را می دهند تا در باورهای بنیادین خود تغییرات دلخواهتان را ایجاد کنید. ما نیز در راستمرد با بهره گیری از علم روز و زیر نظر کارشناس ارشد روانشناسی و متخصص با تجربه هیپنوتیزم، آقای کاظم پور و با صدای گرم و دلنشین خانم روناک، متخصص ساخت فایل های خود هیپنوتیزم اقدام به تولید و نشر این فایل ها با عالی ترین کیفیت کرده ایم. همواره نظرات مثبت انبوه دوستان که از این فایل ها نتیجه گرفته اند گواه اعتبار کار ما بوده است.

در این لینک میتوانید با انواع فایل ها و نحوه استفاده و تاثیرات آنها آشنا شوید.


اعماق وجود ما، مثبت یا منفی؟

همه ی باورهای بنیادین ما ذاتا منفی نیستند. اما جامعه ای که امروزه ما در آن زندگی می کنیم، رشد و پرورش باورهای بنیادین مثبت را غیر ممکن می سازد. بنابراین تبدیل ناخودآگاه به خودآگاه، به معنای آگاه شدن از باورهای ضمیر ناخودآگاه مان و همچنین کار بر روی باورهای بنیادین برای سلامت ذهن، جسم و روح ضرورت دارد.

“زمانی که خود را از نو می سازید، از بند بسیاری از باورهای منفی رهایی خواهید یافت‌. شما کشف خواهید کرد که بسیاری از حقایقی که با آن ها بزرگ شده اید و مجبور به باورشان شده اید، اصلا حقیقت به شمار نمی رفته اند. به عنوان مثال می بینید که نام هایی که در کودکی صدایتان می زدند، اصلا درست نبودند. شما “احمق”، “تنبل”، “زشت” و یا “دروغگو” نیستید. اکنون می توانید کشف کنید که واقعا چه کسی هستید. می توانید از تظاهر کردن ها و ماسک هایی که به صورت داشتید، رهایی یابید. و بالاخره کشف کنید که شخص واقعی که درونتان نهفته است، کیست؟!”  بِوِرلی اِنگل

این کار یعنی خودسازی. خودسازی یک عمل درونی است. زیبایی انجام کار درونی را برای خودتان انکار نکنید و زیرسوال نبرید. خودسازی یک هنر است و اگر کسی از آن سر باز بزند، یعنی قدرت و استحقاق زندگی را نداشته.

“یک باور، یک ایده نیست که تحت اختیار ذهن باشد. یک باور در واقع ایده ایست که ذهن را تحت اختیار خود در می آورد.” روبرت آکستون بولتون


کلیپ مرتبط: “پیمودن راه خودشناسی نیاز به استاد دارد؟ (ویژگی های استاد واقعی) – کلیپ تصویری”


پس از سال ها فرآیند فرهنگ سازی و تلاش بشر برای القای فرهنگ ها، در حقیقت تغییر باورهای بنیادین امری غیرممکن است. با اینحال شما هنوز قادرید این باورها را شناسایی کنید و به آنها آگاه شوید.

چنین فعالیت درونی، می تواند زمان زیادی را بگیرد. اما با چنین افکاری دلسرد نشوید. زیرا درک ما از زمان نیز باور محدود کننده ایست که توسط جامعه به ما القا شده است. هیچ عجله ای وجود ندارد. در راه درون، ضرب العجلی در کار نیست. شما هیچ زمان پایانی، برای تحول درونی ندارید. خوشبختانه این روند خطی نیست.

فرایند ورود به اعماق ناخودآگاه و عمیق شدن در باورهای بنیادین، یک فعالیت درونی است که شامل مشاهده و خودآزمایی است. آگاه شدن از باورهای بنیادین، یعنی ریزش لایه های ذهن. این فرآیند مانند ریزش لایه های یک پیاز است. اگر اشک در این کار دخیل شد، در راه درستی هستید!


 به زندگی خود و هر آن چه که در آن اتفاق می افتد بنگرید. تمام آنچه که در زندگی تان اتفاق می افتد را مانند آینده ای ببینید که باورهای بنیادین شما را منعکس می کند. فرآیند خودآگاهی زمانی شروع می شود که شما فعالانه شروع کنید به شناسایی باورهای محدود کننده ای که خود را مقید به آن ها کرده اید.

یک اتفاق بسیار عادی که ممکن است طی این فرآیند رخ بدهد، اینست که احتمالا با مشاهده ی صدماتی که به خود وارد کرده اید، احساس ناامیدی پیدا میکنید. پس از اینکه درک بهتری نسبت به این باورها که در ناخودآگاه فردی شما و ناخودآگاه جمعی بشر، نهادینه شده اند، پیدا کنید، ممکن است در کل احساس خشم نسبت به گذشته ی خود و جامعه داشته باشید.


مقاله مرتبط: “ناخودآگاه و خودآگاه جمعی از دید روانشناسی تحلیلی”


با این حال، در نهایت، چیزی که مهم است این است که شما قادر بودید حقیقتی را کشف کنید که برای شناختن عمیق خودتان، سزاوارش بودید. این، سنگ عظیمی را از روی سینه ی شما بر می دارد. به شما حسی از رهایی و آزادی می دهد. و شما را به انسان متمایز، ارزشمند و آگاهی تبدیل می کند که در طبیعت بسیار متعالیست. مواجه شدن با باورهای بنیادین فرایند بسیار ویژه ایست. این فرآیند بخشی از فرآیند بیداری است. هنگامی که این آگاهی رخ می دهد، ذهن آماده می شود تا با باورهای بنیادین مثبتی نظیر، عشق، محبت، مهربانی، برکت، صلح، شهود، خوش بینی، و صداقت تغذیه شود.

“در راه درون حرکت کن اما نه راهی که ترس تو را بدان واداشته. به راه رفتن ادامه بده حتی اگرجایی برای رسیدن وجود ندارد.”

مولانا جلال الدین رومی


منبع: fractalenlightenment.com

هزینه این مقاله رایگان، اشتراک آن از طریق دکمه های اشتراک پایین مقاله (در فیس بوک و تلگرام) و... با دیگران است. به این صورت با نشر آگاهی انرژی و کارمای خوب به زندگی خود شما نیز جذب خواهد شد!❤️
در صورتی که نویسنده هستید و مایلید از این مقاله راستمرد با ذکر منبع و لینک دهی به سایت اصلی در وبلاگ یا وبسایت خود استفاده کنید. لطفا از طریق تماس با ما، اسم و لینک مقاله را به ما اطلاع دهید تا متن مقاله با فرمت ورد برای شما ارسال شود.

Related Post

تاریخچه sahar yahyavi

سحر مترجم و محقق علوم فراروانشناسی ست وعلاقه مندست تجربیاش را با سایرین به اشتراک بگذارد. او مشغول به آموزش یوگاست و علاقمند به خودشناسی و انرژی درمانی نیز هست چرا که باور دارد اگر هر انسانی خودش را بشناسد و به درونش سفر کند و اگر با کائنات همسو شود، زندگی درهای زیادی را برایش باز میکند.

5 نظر در مورد “ریزش لایه های ذهن _ رسیدن به هسته ی وجودی خود

  1. سلام وعرض ادب برراستمردان وخانواده صمیمیم
    مقاله خیلی مفیدی هست شناخت باورهای بنیادی
    اصل واساس زندگی است برای شناختن این باورهای قدرتمند منفی راهکار عملی وریشه کنی انها وروش جایگزین کردن باورهای مثبت رااز گروه خواستارم
    شاد وپیروز باشید

دیدگاهتان را بنویسید