داستان صوفیانه بسیار زیبای مشک ختن

 

مشک ماده ایست خوشبو که از نافه ی آهوی نر گرفته می شود. در بهار، آهوی نر برای جذب آهوی ماده چنین بویی از خود متصاعد می کند. داستان صوفیانه ی بسیار زیبایی وجود دارد که حال آهوی نری را توصیف می کند که مفتون این بوی خوش خود شده بود اما نمی دانست که سرچشمه این بوی فریبنده، خود اوست. آهو دیوانه وار سرچشمه بو را جستجو می کند، به هر جا سر می کشد، به این سو و آن سو می جهد و از هر کسی سوال می پرسد در حالی که بو همیشه همراه اوست. عاقبت آهو که از این بوی خوش دیوانه شده است، خود را به هلاکت می رساند بدون اینکه بفهمد مشک ختن در درون خودش بوده است. فقط لازم بود که می ایستاد و به خودش نگاه می کرد؛ نیاز به هیچ جستجویی نبود!

تصویر پروفایل right

تاریخچه right

بهنام کاظم پور بخش اعظم عمر خود را صرف مطالعه، تحقیق و تمرین علوم معنوی خصوصا کندالینی یوگا، کرده و حتی در این راه سفرهای مختلفی داشته است. او مهمترین هدف انسان بروی زمین را خودشناسی می داند و بیش از یک دهه است که می کوشد دانش خود را طریق وبلاگها، وبسایت ها یا جلسات حضوری با مخاطبان پارسی زبان به اشتراک گذارد. او همچنین دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته روانشناسی عمومی است و پایان نامه خود را در زمینه روانکاوی عمقی یونگ به پایان رسانده و معتقد است نظریات کارل گوستاو یونگ خصوصا ناخودآگاه جمعی و کهن الگوها به او در شناخت خود و کمک به مراجعانش بسیار راهگشا بوده اند.

4 نظر در مورد “داستان صوفیانه بسیار زیبای مشک ختن

پاسخ دهید